«کوهن عزیزم، در واقع از من نامه‌نویس درنمی‌آید و نمی‌دانم در پاسخت چه بنویسم، اما چند خبر و پیشنهاد دارم که به اطلاعت می‌رسانم: من به استخدام «خانه اپرا» در شهر «ر» درآمده‌ام. خوشحال می‌شدم اگر تو هم می‌آمدی. در این جا مقام نوازنده ویلن ردیف دوم را می‌توانی داشته باشی. رهبر ارکستر آدم باهوش و روراستی است گرچه در بعضی موارد زیادی صریح‌اللهجه است... چه‌ بسا اگر بتوانی به‌زودی قطعاتی از ساخته‌های خودت را در ارکستر مجلسی این جا بنوازی و جای خاصی برای خود باز کنی و اما درباره‌ آهنگ‌هایت: شخصی در اینجا پیشنهاد دریافت آن‌ها را دارد. خوب دیگر نوشتن خفه‌ام می‌کند. کاش بیایی. بیا و قبل از آن هم زندگی به من بزن».

دوستدارت موات