در داستان گوبسک به زندگی دختر بی بندوبار بابا گوریو و حواشی آن سرک می‌کشیم همان بابا گورویویی که خود سرگذشتی دارد و یکی از رمان‌های مجموعه عظیم کمدی انسانی به سوانح احوال او اختصاص یافته است اما این رمان بالزاک در واقع به تمامی سرگذشت‌نامه کنتس دو رستو و پسر جوان فقیر اما لايق او نیست که ثروت پدری اش را مادر بی بندوبارش بر باد می‌دهد شخصیت اصلی این داستان آمیخته به فسون و فسانه پیرمرد عجیب و غریب و رباخواری ست به نام گوبسک که از باب لذت فکری رباخواری پیشه کرده است نه از باب ثروت اندوزی صرف گویسک از حیث شهرت به خساست سرشناس تر از بابا گرانده اوژنی گرانده نیست اما بیشک خسیسی ست اصیل تر با درونیات غنی تر که قواعد خاص خود را با منتهای وسواس و دقت رعایت می‌کند و رباخواری را به مرتبه هنر بر می کشد.