ایوان ایوانوویچ کاسیاکوف

- پیغام را برسانید: «ژیونو برود پیش سروان.»

شب. باران. گروهان در گِل و لای دست و پا می‌زند، خود را به مواضع احتیاطی، در آن سوی کانال، بالا می‌کشد. 

- پیغام را برسانید: «ژیونو برود پیش سروان.»

با زحمت از صف بیرون می‌آیم. توی صف، کوشش مکانیکی چندان دردآور نیست. ضمن عبور، صدای اعتراض ماروا را می‌شنوم:

- باز این «پوز یک‌وری» را می‌برند آن بالا برای کارِ دفتری.

به سر صف می‌رسم. کسی توی تاریکی جلوِ من غرغر می‌کند. دوچرخه‌سوار است. پیاده است. می‌پرسم:

- جناب سروان ؟ 

- آن‌جا.

اشاره به جایی زیر باران، میان تاریکی.

- تو بودی که توی جنگل زوآوها با انگلیس‌ها ارتباط برقرار می‌کردی؟ 

- بله، جناب سروان. 

صفحه ۷۷