زیر درخت سرو
پیوند فرش و ادبیات

راوی «بوف کور» در خانه‌ای واقع در بیرون شهر در محله‌ای ساکت و آرام که تا دورش خرابه است، ساکن شده خانه‌ای ساخته شده با چنان بی‌سلیقگی که فقط روی قلمدان‌های قدیمی ممکن است نقاشی کرده باشند. او میان چهار دیوار اتاقش نشسته و روی قلمدان‌ها نقشی ثابت و تکراری نقاشی می‌کند یک درخت سرو که زیرش پیرمردی قوز کرده چمباتمه نشسته و دور سرش شالمه بسته و انگشت سبابه دست چپش را به حالت تعجب به لبش گذاشته روبه روی او دختری با لباس سیاه بلند خم شده به او [پیرمرد گل نیلوفر تعارف می‌کند و] بین آن‌ها یک جوی آب فاصله است. او درست نمی‌داند چرا این نقش را می‌کشد نمی‌داند آیا این مجلس را جایی دیده یا به او الهام شده است. فقط میداند این نقش را میکشد و بعد توسط عمویش آنها را به هندوستان می‌فرستد تا بفروشد.

علی امیرریاحی

صفحه ۱۷۸