همگان بر این باورند که گفت‌وگو قلب هر رابطة موفق است، اما در فرهنگ ما معمولاً معنای واقعی این حقیقت به درستی تصویر نمی‌شود. در تفکر رمانتیک، دو طرف به طور غریزی یکدیگر را درک می‌کنند و گفت‌وگو خودبه‌خود و به صورت روان جریان می‌یابد. از نظر طرفداران این مکتب، تعیین راه و روش برای گفت‌وگو با رجوع به یادداشت‌ها یا شرکت در کلاس مثلاً «چگونه با شریک زندگی خود گفت‌وگو کنیم» بسیار لوس و بی‌معناست. 

اما در واقع سر و سامان دادن به این جنبة رابطه احتیاج به سعی و تلاش فراوان دارد. ما اغلب تلخ و ساکت کنار هم می‌نشینیم، موضوعات حساس را دور می‌زنیم و به مسائل مهم و سرنوشت‌ساز که می‌رسیم، کارمان به دادوبیداد ودعوا می‌کشد. از نشانه‌های دردناک نداشتن مهارت در گفت‌وگو تمایل به قهر کردن است. در حقیقت قهر کردن ترکیبی است از خشم فزاینده و بی‌میلی به بیان علت این خشم: یعنی فرد ناامیدانه می‌خواهد درکش کنند، اما در عین حال سرسختانه به سکوت می‌چسبد. 

صفحه ۷۸