ایب و خواهرش برای مادرشان ، نانسی ، سطل سطل کشمش بی دانه و زغال اخته میچیدند ، که نانسی توی آفتاب پهن شان می کرد و می خشکاند و برای خوراک زمستان کنار می گذاشت . انگور خودرو بود و میوه ی پاپایا؛ کندوهای درختی بود و عسل طبیعی ؛ سیب ترش جنگلی بود و زالزالک . در سال هایی که محصول ذرت خوب بود ، بچه ها کمک می کردند پوست ذرت را با دست بکنند و آن را وسط دو سنگ صاف و بزرگ می گذاشتند و آسیا می کردند و بلغور ذرت به دست می آمد نهرها به آنها ماهی می داد تا سرخ کنند .

صفحه 46