آوازه رابین هود و یارانش تا فرسنگ‌ها در سرتاسر آبادی‌های حاشیه سرزمین‌های پهناور جنگلی پیچیده بود. فروشندگان دوره گرد تردست‌ها و گدایان درباره کارهای دلیرانه را بین داستان‌ها می‌گفتند و هنوز هیچ نشده، خنیاگران، همین که گروهی از رعیتها را در میخانه دهکده گیر می آوردند، ترانه های ساده ای درباره رابین می سرودند - درباره اینکه رابین به مردمان فقیر هیچ آزاری نمی‌رساند بلکه فقط مال و اموال توانگران و اسقفها و بازرگانان و شوالیه های متکبر را می ستاند.