«زرق و برق تو خالی همیشه ما را به وجد می‌آورد.»

با وجودِ این، گفت و گوی‌مان کوتاه تر از آن از آب در آمد که فاش کند از توصیه شوخ طبعانه‌ام درس گرفته یا نه. ازم پرسید نظر درباره‌ی کتاب جدیدی که داشت درباره‌اش با موروزوف (که تک زبانه بود) حرف می‌زد چی‌ست _ یعنی «اثرِ قابلِ ملاحظه» ی موروآ «درباره‌ی بایرون» _ و به محضِ این‌که پاسخ دادم کتاب به نظرم آشغالی قابل ملاحظه است، منقد عبوسِ من زیرِ لب گفت:« فکر نمی‌کنم خوانده باشی‌اش.» و برگشت تا به فضل فروشی نزدِ شاعرِ پیرِ خاموش ادامه دهد.

صفحه 100