بعضی‌ها - که من هم یکی از آن‌ها هستم - از قصه‌هایی که پایان خوش دارند بدشان می‌اید. احساس می‌کنيم گول خورده‌ايم. روال بر ضرراست. تقدیر نباید متوقف شود. بهمنی که در مسیرش درست در چند متری بالای سر یک روستای چندک زده متوقف می‌شود نه فقط غیرطبیعی بلکه غیر اخلاقی عمل می‌کند. اکر من نه نویسنده بلکه خواننده داستان این عاقله‌مرد مهربان بودم ترجیح می‌دادم که بعد از ورودش به کریمونا متوجه بشودکه سخنرانی‌اش این جمعه نیست بلکه جمعۀ بعد است. اما عملاً او نه‌تنها صحیح و سالم رسید بلکه به‌موقع هم به شام رسید -اول کوکتل میوه. ژلۀ نعناع با یک بشقاب گوشت خدا می‌داند چه شربت شوکولات با بستنی وانیلی.

صفحه 37