چون به اعتبار متن سفرنامه فکر و ذکر شاه در این سفرها بیشتر عشرت‌طلبی بود، و چون خزانه مملکت را به این بهانه خالی می‌کردند که سفرها برای شناخت «شاهراه ترقی» ضروری است، شاه سرانجام ادعا می‌کند که انگار راز موفقیت فرنگی‌ها را کشف کرده و بر سبیل کافری که همه را به کیش خود می‌پندارد، می‌گوید: «با وزیر خارجه ]هلند[ آشنا شدم. تمام این فرنگی‌ها معلوم شد لوطی و جنده‌باز هستند. متصل وزیر خارجه به این زنها نگاه می‌کرد. این بنیه که این فرنگی‌ها دارند به همین واسطه است که متصل در عیش هستند». ناگفته پیداست که تجددی که زیر نگین این گونه سلاطین به ایران آمد نه گامی در «شاهراه بزرگ ترقی» که روایت و تجربه‌ای مسخ و مُثله شده بود. اما از سویی دیگر، اگر عیش و عشرت را به راستی راز موفقیت بدانیم، سفرهای شاه به فرنگ بی‌شک پر از موفقیت بود، چون در سفرنامه‌ها، سلطان صاحبقران بارها به لفظ مبارک می‌فرمایند: «الحمدالله تعالی بسیار خوش گذشت.»

صفحه 140