میدان کوچکی در شهر. در گوشه و کنار میدان یک نوازنده میانسال و نابینا و یک پیرمرد فروشنده با چرخ دستی اش دیده می‌شود.

پرده که بالا می‌رود نوازنده آکاردئون می‌زند و مردی جوان تقریباً سی ساله در حال ساختن دار است. پیرمرد فروشنده نزدیک می آید و هاج واج لحظاتی به او نگاه می‌کند و بعد به طرف چرخ دستی اش بر می گردد.