نحوه استفاده از زبان خیلی مهم است. زبان باید در راستای محتوا حرکت کند. تغییر دادن محتوا به سود زبان موجب رنگ‌باختگی سوژه و معناباختگی می‌شود. هر سوژه‌ای باید زبان خاص خودش را داشته باشد. «اینگه بورگ باخمن» یک نمایشنامه رادیویی دارد به نام خدای خوب مانهاتان؛ موضوع نمایشنامه عشق است، اما از آنجایی که این عشق عشقی کم‌اهمیت و بی‌محتواست، نویسنده با زبانی ساده و سطحی آن را به نگارش درآورده است. مثلا اگر او با یک زبان پیچیده و دشوار به سراغ این موضوع می‌رفت، خواه‌ناخواه این نمایشنامه موفقیت فعلی را نداشت. باید همواره در نظر داشت که زبان واقع‌ساز نیست، جزو ابزار واقع‌سازی است و کلمه کنش یا فونکسیونی است در برابر پدیده‌های مادی و معنوی.