داستان با شعری از جشن گرسنگی آرتور رمبو آغاز می‌شود و با خاطره نخستین اجرای بولرو اثر راول، آهنگساز فرانسوی پایان می‌پذیرد. در جای جای کتاب ضرباهنگ گرسنگی و نیز خشم، طنین می‌افکند و همچون ترجیعی تکرار می‌شود. زمان داستان به سال‌های میان دو جنگ جهانی بر می‌گردد و چنانکه خود نویسنده می‌گوید کتاب را به یاد مادر و با الهام از رویدادهای زندگی او نوشته است. با این همه باز هم به گفته خود او برای اینکه کتابش در شمار کتاب‌های شرح حال قرار نگیرد تخیل و واقعیت را در هم آمیخته و زمان داستان را ده سال به عقب برده است تا از این راه بتواند فضای داستان شخصیت‌ها و روابطشان را با یکدیگر تغییر دهد.

پشت جلد