در هر مدرسه ای حیاطی برای زنگ تفریح هست؛ و شاید در هر حیاطی، کودکی هست که همچون آن پسربچه کوچه‌های مونتویدئو از شادی فریاد می‌کشد: دلم نمی‌خواهد هرگز بمیرم چون می‌خواهم همیشه بازی کنم! این همان فریادی است که تئاتر خطاب به ما بر می‌کشد حتی در دردناک ترین تراژدی‌هایی که وقتی به پایان می‌رسند، اجساد دوباره جان می‌گیرند و برای ادای احترام پیش می‌آیند.