ای غم بگو،ای غم بگو، با جوانی‌ام چه کردی

دارم به دل صد آرزو، با جوانی‌ام چه کردی

این چنین رها مرا در میان صد بلا    تو کردی ای ندیم شبها

بالِ من چون خسته شد    چون دلم شکسته شد    نشسته‌ام جدا ز دنیا

کنون که من در آتشم بیا ببین چه می‌کشم

(ببین که غم چه کرده با من)

صفحه375