اسماعیل دو تا چشم داشت دو تا دیگر هم قرض کرد و بر و بر دهانه کوچه را ورانداز کرد. دید بعضی از اینها خیلی سفت پاهاشان را به زمین میکوبند، گلهای اول کوچه را تا دو سه زرع این طرف و آن طرف پرت میکنند، آبها را به در و دیوار شتک میکنند. دید این جور راه رفتن را دیده و شاید خودش هم مدتی همینطور شلنگ انداخته است. درست که دقت کرد و عقل خود را جمع کرد و دور سرش گرداند یادش آمد که در زمان خدا بیامرز رضا شاهی که به قول خود هاشان «خدمت وظیفه» کرده چه تو سربازخانه و چه در بر بیابان به آنها هم یاد داده بودند که همین طور زرت و زرت پاهاشان را محکم روی زمین بکوبند.
نیمه راه بهشت
دید بعضی از اینها خیلی سفت پاهاشان را به زمین میکوبند، گلهای اول کوچه را تا دو سه زرع این طرف و آن طرف پرت میکنند، آبها را به در و دیوار شتک میکنند. دید این جور راه رفتن را دیده و شاید خودش هم مدتی همینطور شلنگ انداخته است.
۳۸٬۰۰۰
تومان
ناموجود
دربارهٔ کتاب چاپی
مشخصات کامل کتاب چاپی
نام کتاب چاپی:نیمه راه بهشت
ناشر:
ماهریس
نویسنده:
سعید نفیسی
نوع جلد:
گالینگور
شمارهٔ چاپ:
۱
سال چاپ:
۱۳۹۷
موجودی:
ناموجود
دیدگاه کاربران
هیچ دیدگاهی برای این کتاب چاپی ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری
محصولات مرتبط
دیگر آثار سعید نفیسی