[سه دلو در یک ردیف روی صحنه. سه سیاه با سه بقچه بر دوش نزدیک میشوند.]
یاقوت بیچاره کسی که برای فرار از کینه مجبور بشه صورتشو عوض کنه.
مبارک بیچاره کسی که برای پیدا کردن عزیزی مجبور بشه صورتشو عوض کنه.
الماس بیچاره کسی که هیچ جور نتونه صورتشو عوض کنه. من الماسم.
یاقوت من یاقوتم.
مبارک من مباركم.
الماس من هفت سال پیش به خدمت اربابم دراومدم.
یاقوت من همین دیروز به خدمت اربابم دراومدم.
مبارک من هنوز به خدمت اربابم درنیومدم.
آن دو [حیران] چطور؟