پیش از خرید کتاب نمایشنامه حباب معلق بخوانید

این اثر نمایشنامه‌ای خواندنی، کمدی-درام و روان‌شناختی از وودی آلن درباره آرزوها، شکست‌ها و روابط پیچیده خانوادگی است. در کلیت این کتاب، با روایتی ملموس و پرتنشش از مواجهه انسان با واقعیت‌های تلخ زندگی و تلاش برای فرار از آن روبه‌رو می‌شویم.

درباره کتاب

نمایشنامه حباب معلق داستان خانواده‌ای از طبقه متوسط در بروکلین را روایت می‌کند؛ مادری نگران که در حسرت روزهای خوش گذشته است، پدری که با رویاپردازی‌های مالی خانواده را به حاشیه برده و نوجوانی خجالتی که برای فرار از دنیای واقعی به شعبده‌بازی پناه آورده است. وودی آلن در این اثر با لحنی تلخ و در عین حال آمیخته به طنز، پاشیدگی یک خانواده و فروپاشی رویاهایشان را تصویر می‌کند.

لازم به ذکر است که این اثر نمایشنامه است و فیلمی از آن ساخته نشده، اما در آمریکا اولین بار در سال ۱۹۸۱ در سالن ویویان بومونت برادوی به روی صحنه رفت و در ایران نیز اجراها و نمایشنامه‌خوانی‌های متعددی از آن توسط گروه‌های مختلف تئاتری به اجرا درآمده است.

خواندن کتاب نمایشنامه حباب معلق به چه کسانی پیشنهاد می شود

  • علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی و نمایشنامه: کسانی که به داستان‌های واقع‌گرایانه، خانوادگی و شخصیت‌محور علاقه دارند.
  • دوستداران آثار وودی آلن: افرادی که می‌خواهند بعدِ جدی‌تر، عمیق‌تر و نیمه‌خودزندگینامه‌ایِ طنز وودی آلن را تجربه کنند.

درباره نویسنده

وودی آلن، کارگردان، نویسنده و کمدین برجسته آمریکایی و برنده چندین جایزه اسکار است که با طنز خاص، نگاه فلسفی و پرداختن به دغدغه‌های روانی انسان مدرن شناخته می‌شود. نشر بیدگل این کتاب را با ترجمه بهرنگ رجبی در اختیار مخاطبان قرار داده است.

جملات کتاب حباب معلق

صحنه اول

جایی وسط تاریکی حباب چراغی آرام آرام روشن می‌شود. آنچه به یاری نور اندک حباب می‌بینیم پسری است جوان، به نام پل که گرم تمرین حقه های تردستی است. حباب در واقع روی سرانگشتان اوست و نورش هم منبعی جادویی دارد. به دیوار یا پریز برق وصل نیست و سیمی هم ندارد. چندی نخواهد گذشت که با حالت اسرارآمیز در هوا شناور خواهد شد و در نهایت هم پل در حال تمرین حلقه ای کوچک از دورش رد میکند تا ثابت کند نخ کمکی ای در کار نیست.

پل تقریباً شانزده ساله، دستپاچه و دست و پا چلفتی است. به شدت خجالتی است، و خجالتی بودنش هم مشکل آفرین است. همیشه سرش پایین است، همیشه تته پته میکند همیشه توی اتاقش تمرین میکند؛ اما باید ببینیم در ادامه چه می‌شود.

حباب بر می گردد روی انگشت پل خاموش می شود.