هر چه زودتر بی آنکه با این فکر خودتان را اذیت کنید که چه کار پیش‌پاافتاده، غیرمنطقی و مزوّرانه‌ای است، فهرستی از عصبانیت‌های کنونی‌تان را بنویسید. هر چه فهرست شما طولانی‌تر، بهتر. دیگران چطور آزارتان داده‌اند؟ درباره چه موضوع‌هایی احساس غم، نوستالژی یا خستگی دارید؟

به خودتان مجال دهید در گستره‌ی امنِ این تمرین، برای مثال خشمگین باشید از این که چرا شریک زندگی‌تان دندان‌هایش را آن طور مسواک می‌زند (با حالت وارفته و بی‌حوصله یا با حالتی ازخودراضی)؛ یا از دست عوامل سیاست جهانی عصبانی باشید؛ یا از این که رئیستان با حالتی کم و بیش تمسخرآمیز گفت:«آره، درست میگی»؛ یا از دست مأمور پذیرش هتل که غیرمستقیم به شما فهماند که چندان هم پولدار نیستید؛ یا از دست مادرتان که درباره سلیقه‌تان درباره کفش نظر داده بود. این‌ها صرفاً نقطه‌ی آغاز کار هستند و همه، عصبانیت‌هایی قابل‌درک‌اند.

صفحه 25