اما معنای شرم در ادب پندنام‌های ایران چه بوده است؟ معنای محوری شرم در این نوع ادب، خجلت (شرمساری) و سرافکندگی (به همان معنای خجالت کشیدن) در برابر دیگران است. البته در اخلاقیات پندنامه‌ای، شرم معنای دیگری از جمله ننگ و رسوایی و یا حجب و آزرم (به ویژه در مورد زنان) و... نیز دارد. در همان دو نمونه‌ای که از گلستان و بوستان آوردم، شرم (شرمساری) به معنای خجالت کشیدن و شرمسار شدن است، و خجلت و شرمساری، اصلا در برابر دیگری است که معنی می‌یابد. هر چند که پیش از این گفته شد در اخلاق دینی، به جای احساس شرم، نقش محوری به احساس گناه داده می‌شود و در اخلاق عرفانی به احساس حیا، اما هم در اخلاق دینی و هم در اخلاق عارفانه، "شرم" در معنای خجلت و شرمساری در برابر دیگران، چه بسیار به کار برده می‌شود.

صفحه ۵۵