بیا با من زندگی کن و معشوق من باش 

و همة آن شادیها و خوشیها 

که درّه‌ها و تپه‌ها و دشتها و چمنزارها 

و ستیغ کوهها و بیشه‌ها و جنگلها هدیه می‌کنند 

از آنِ ما خواهد بود. 

ما می‌توانیم با هم بر صخره‌سنگها بنشینیم 

و تماشا کنیم چرای گوسفندان را 

در کنارة رودهای کم‌عمق 

که پرندگان خوش‌آواز با آهنگ ملایم آبشارش سرود می‌خوانند 

و من برای تو بستری از گلهای سرخ خواهم گسترد 

و خرمنی از بنفشه و ریحان در کنارت خواهم نهاد 

و کلاهی از گل برایت خواهم ساخت 

و دامنی که با برگهای مورد گلدوزی شده است 

و جامه‌ای از لطیف‌ترین پشمها 

که با هم از پشت بره‌های زیبا چیده‌ایم

صفحه ۳۹۳