آگوتا کریستوف پس از سهگانهی موفق «دوقلوها»، در این رمان سرگذشت مردی را روایت میکند که زندگیاش بین کار یکنواخت در کارخانه و رؤیای نوشتن خلاصه شده است. او منتظر زنی است که انگار باید از متن یا رؤیا بیاید.
پشت جلد
من هم تشنهام بود. سرم را عقب دادم و خودم را رها کردم تا بیفتم وسط درختها. صورتم را فرو کردم توی گل سرد و دیگر تکان نخوردم. من این طور مردم. به زودی تنم با زمین یکی میشود.
آگوتا کریستوف پس از سهگانهی موفق «دوقلوها»، در این رمان سرگذشت مردی را روایت میکند که زندگیاش بین کار یکنواخت در کارخانه و رؤیای نوشتن خلاصه شده است. او منتظر زنی است که انگار باید از متن یا رؤیا بیاید.
پشت جلد
ناشر: مروارید — مترجم: اصغر نوری — نویسنده: آگوتا کریستوف