اوایل مارس 1912 بود که لاختینا برای دیدن راسپوتین به دهکده ی محبوب او پاکروفسکویه ، رفت . او پس از اینکه دوباره فریاد های « مسیح برخاسته است » باعث عصبانیت راسپوتین شد، در خانه ی او به حضورش رسید. اما این بار بی رحمانه ترین کتک ها وضربات در پاکروفسکویه انتظار همسر ژنرال را می کشید . او فهمید اتفاق جبران ناپذیری رخ داده است : راسپوتین و ایلیو دور برای همیشه قطع ارتباط کرده بودند .
صفحه 452