نماینده دادگاه و گوشه که رفتند من و ناصر کمی خانه را گشتیم تا شاید نامه یا یادداشتی از نادر درباره علت رفتنش پیدا کنیم. چیزی نبود. تنها چیز هایی که در کتابخنه کوچک او پیدا کردیم دفترچه یادداشتی بود در قطع پالتویی با 153 صفحه و نیز متنی پنج صفحه ای روی کاغذ شطرنجی که به نظر می رسید نادر آن را با عجله نوشته است. این متن لای کتاب قطوری بود درباره ی تاریخ موسیقی که وقتی کتاب تصادفا از دستم زمین افتاد  از بین صفحات آن بیرون زد.