رانگ بویینگ، رانگ چرتکه لیلی یا کله چرتکه‌ای سر زایمان مرد. تمام این اتفاقات به گذشته‌ی چنان دوری متعلق‌اند که همه‌ی آنهایی که شاهد عذاب کشیدن و مرگ او بودند تا بـه حال مرده‌اند، اما داستان درد وحشتناکی که او تحمل کرد نسل به نسل منتقل شده است، همان طور که داستان نبردی مخوف منتقل می‌شود. این داستان همچنان که نقل می‌شد تغییر می‌کرد و جزییاتش با نمونه‌های قدیمی ادبیات انطباق می‌یافت، تا آنجا که به شکل داستانی حماسی توصیف می‌شد. چنان که می‌شود تصور کرد، عذابی که او در طی زایمان کشید هولناک بود، می‌گویند صدای جیغ هایش تا دو روز و دو شب بی‌وقفه به گوش می‌رسیده است. بوی خون اول اتـاق بیمارستان را پر کرد، بعد به راهرو رسید و بالاخره تا جاده اصلی هم پخش شد، دکتر پیشرفته‌ترین روش‌های آن دوره تا احمقانه‌ترین تکنیک‌های زایمان را به کار برد تا بچه را به دنیا بیاورد، اما سر او از رحم خارج نمی‌شد.

صفحه ۱۸