هدف من از سیاه کردن این چند برگ، این است که بگویم چرا تصور می‌کنم اسطوره‌ای هندو ایرانی سرچشمه‌ی داستان مادر، یا داستان بنیادین «هزارویک شب» است. پس نخست طرح اصلی داستان مادر، یا داستان بنیادین هزارویک شب را از روی سخن خورزاد نیکرخ در نمایشنامه‌ام «شب هزارویکم / ۲» می‌آورم تا معلوم باشد از کدام داستان حرف می‌زنیم:

نام نامی‌اش شهرزاد است. خواهری دارد؛ دین آزاد. دختران وزیرند گویا، پادشاه بدخیال را که هر شب باکره‌ای تزویج می‌کند و صبح می‌کشد، چاره می‌جویند.