آقای بلنک از درد مینالد. تماشای عکسها هم خیلی برایش گران تمام میشود. برای همین آنها را کنار میگذارد و توجهش را به کاغذها معطوف میکند. چهار بسته کاغذ که هر کدام حدود پانزده سانت ارتفاع دارد. بیهیچ دلیل خاصی دست میبرد و اولین کاغذ دورترین بسته را که سمت چپ قرار دارد بر میدارد. کلمات دست نویس، با حروفی درشت نظیر همانها که روی برچسبهای سفید بود، نوشته شده است: «از دورترین فاصلهی فضا زمین به شکل ذرهی غباری دیده میشود. این را بار دیگر که واژهی "بشریت" را مینویسی به یاد داشته باش.»
صفحه ۱۲