سرنوشت همیشه مرا به جاهایی که قبلاً در آن‌ها زندگی کرده‌ام، به خانه‌ها و نواحی اطراف‌شان، بازمی‌گرداند. مثلاً به خانه‌ای در خیابان هفتادم شرقی که نمایی از سنگ قهوه‌ای داشت و در نخستین سال‌های جنگ، اولین محل اقامتم در نیویورک به‌شمار می‌رفت. آپارتمان من که فقط از یک اتاق تشکیل می‌شد، پر از اثاثیه‌ی اسقاطی بود؛ یک کاناپه و چندتا صندلی بزرگ که روکشی از مخمل زبر قرمز داشتند و آدم را یاد صندلی‌های قطار در روز‌های گرم تابستان می‌انداختند. 

صفحه 13