وجود من بسته‌گی به محبت تو دارد، محبتی که شاید بی‌آلایش‌اش بتوان خواند. می‌دانم که نامه‌های‌ام به تو می‌رسد، ولی تو خود را چه‌گونه می‌توانی راضی کنی که به من بی‌اعتنا باشی؟ از تو تمنا می‌کنم، عاجزانه خواهش می‌کنم که برای‌ام نامه بنویسی. عکس‌هایی که از تو خواسته‌ام هرچه زودتر با پست سفارشی به آدرس پادگان سلطنت‌آباد، گروهان سوم پزشکی و به‌نام من بفرست. برای‌ام نامه بنویس. یک نامه‌ی تو می‌تواند مرا امیدوار و دل‌گرم کند و سختی این روزهای لعنتی را قابل تحمل سازد. مرا فراموش مکن. در این‌جا انسان احساس غربت و تنهایی می‌کند. غریب[ی] و تنهایی من چندین برابر دیگران است.

تو را می‌بوسم، به امید روزهای آینده

صفحه 46