«صریح... بله، صریح. اما ابهامی در سخن من نبود وقتی گفتم عادت! گفتم بشر به عادت عادت می‌کند، و فراموشی در ما تبدیل شده است به عادت؛ و عبور کردن از کلمات، عبور کردن سطحی از کلمات یک عادت شده است برای بشر. ای‌بسا اگر قلم و کاغذ اختراع نشده بود، بشر ناچار بود به نحو زنده‌تری کلمه – کلمات را به خاطر بسپارد. مثلا همین عنوان عظیم اشرف مخلوقات، ای‌بسا بار امانتی از خود در حافظه‌ی بشر باقی می‌گذاشت که این‌گونه سبک و سطحی از آن نمی‌گذشت، آن را فراموش نمی‌کرد، و اگر بر زبان می‌آورد آن بر زبان آوردن از سر عادت نمی‌بود و درنتیجه این مهم‌ترین قضاوت درباره‌ بشر به وسیله‌ بشر چنین نابود نمی‌شد و این مغز نفرین‌شده مرا تا مرز جنون پیش نمی‌برد تا به این نتیجه‌ی خوفناک برسم که پلیدتر، دنی‌تر، نابودکننده‌تر و ریایی‌تر از گِل آدمی در این هستی چیزی وجود ندارد... و اسیر من در سنگر تشنه است، سرگرد! میمون‌ها هم مثل خودشان را به اسارت نمی‌گیرند...»


مروری بر کتاب طریق بسمل شدن نوشته محمد دولت‌آبادی را در آوانگارد بخوانید.