مطمئن باش، بانوی من، 

من نیامده‌ام تا نفرین‌ات کنم، 

تا تو را به ریسمان‌های خشم‌ام آویزان کنم، 

نیامده‌ام که دفترچه‌های قدیمی‌ام را با تو مرور کنم. 

من مردی‌ام 

که دفترچه‌های قدیمی عشق‌اش را نگه نمی‌دارد 

که هرگز به خاطراتش برنمی‌گردد.

آمده‌ام،

تا برای گل‌های اندوه 

که در وجودم کاشتی،

از تو تشکر کنم. 

از تو آموختم

صفحه ۱۰۶


مروری بر آثار و زندگی نزار قبانی را در وبلاگ آوانگارد بخوانید.