اما قبل از این‌که بتوانند راهی شوند، باید به مسائل زیادی رسیدگی می‌کردند. در چنان روستایی، بسیاری از تدارکات ضروری برای سفرشان - پتوها، قمقمه‌های آب، آتش‌زنه – مشترک بودند و استفادة اختصاصی از آن‌ها مستلزم چانه‌زنی زیاد با همسایه‌ها بود. علاوه بر این، با این‌که سن و سالی از اکسل و بیئتریس گذشته بود، هنوز از وظایف روزمره سهم داشتند و کارهایشان را انجام می‌دادند و نمی‌توانستند بدون جلب رضایت جمع بگذارند و بروند. تازه وقتی که آمادة حرکت شدند، تغییر وضع هوا باز هم مدتی معطلشان کرد. وقتی عن‌قریب روزهای آفتابی آغاز می‌شد، تن دادن به خطرات مه غلیظ و باران و سوز سرما منطقی نبود. 

صفحه ۳۷