مسئله این است که مابعدالطبیعه از زمان افلاطون و ارسطو تاکنون علم به مطلق وجود است. فارابی و ابن سینا هم مابعدالطبیعه را علم به اعراض ذاتی وجود و موضوع آن را «وجود از آن حیث که وجود است» می‌دانند، اما نسبتی که فیلسوفان اسلامی در تفکر با وجود دارند غیر از نسبتی است که افلاطون و ارسطو داشتند. یونانیان در موجودات نشان و اثر الهی نمی‌دیدند و وجود را از او نمی‌دانستند. وجود در نظر فلاسفة اسلامی به‌نحو دیگری ظاهر شده است. این‌که به‌تدریج قول به تشکیک وجود در فلسفة اسلامی قوت پیدا کرد لازمة نظر جدید به وجود بود و بر اثر این نظر جدید بود که مباحث وحدت و کثرت، علت و معلول، قوه و فعل صورت دیگری پیدا کرد و چنان که قبلاً اشاره شد مابعدالطبیعه به‌صورت «انتوتئولوژی» ظاهر شد. شاید بی‌مناسبت نباشد که مطلب را با اشاره به نام و عنوانی که مابعداطبیعه در فلسفة اسلامی پیدا کرده است ختم کنم.

صفحه ۱۱۳