هر گاه دانشمندی در مورد یکی از فرایندهای خاص طبیعت تحقیقی جامع می‌کند، می‌بیند که فرایندهای پیچیده را می‌توان از روابط کلی جدا کرد، با ریاضیات شناخت و تدوین کرد: در علم، که نتیجه‌گیری‌های آن لازم و عام است، جایی برای اختیار انسان نیست. در کتاب گفت‌وگو در باب دستگاه‌های اصلی می‌خوانیم که این نکته که طبیعت، نخست روح انسان‌ها را خلق می‌کند و بعد دیگر چیزها را به فراخور آن می‌سازد درست نیست، بلکه عکس آن صحیح است. گفته‌های ما باید همواره پس از مشاهده و طبق تجربه باشند. در این روند، احساس ما (ابزار) اهمیت اساسی دارد و به این دلیل، طبیعت را تنها در اجزا می‌توان شناخت. آن‌ها که این فقرِ مشاهده و توصیف را نپذیرند، محکوم‌اند که هیچ ندانند.