هیچ کس همیشه کودک نمماند. وقتی شیشه های شیرم جایشان را به لیوان های شیشه ای دادند و قرص های جای داروهای پودری را گرفتند، وقتی بزرگ تر شدم، توجهم به بیمارستان رفتن ها بیشتر جلب شد. خیلی سوال نمی‌پرسیدم اما متوجه می‌شدم که بعضی کلمه ها را بارها و بارها می‌شنوم:HIV ، سیستم ایمنی، سلول هایT ، بار ویروسی. نمی‌دانستم دقیقا یعنی چه  اما کم کم متوجه شدم که قیافه‌ی‌مادرم در این بازدید ها چقدر جدی می‌شود، و بعد که دکتر کاکس عدد هایی را از روی پرنده‌ام می‌خواند،خیالش آسوده می‌شود.

صفحه54