همسرایان: وای، وای از آن درد که زنان این تبار کشیدند.

وای، وای از چنگ آته که تارهای به خون کشیده دارد.

وای، وای از سینه کوفته و اندوه سرکش

که هیچ کس‌اش تاب نمی‌آرد.

وای، وای از دردی گزنده که چشم خواب ندارد.

این خاندان درمان شوربختی‌اش را اینجا، درون خود، دارد.

هیچ کس را یارای آن نیست که پیش سیل پای بدارد.

نه با جدال سهمگین.

نه کینه و نومیدی دیرین.

اینک بشنو آواز دیوان را از ژرف‌نای زیرین.

صفحه 146