گاهی از خودم میپرسم اگر امروز همان حرف دیروزمان را بزنیم یا سر همان تصمیمی که دیروز گرفتهایم باقی بمانیم نشانهی ضعف ما است یا قدرتمان؟
لیوون: (پس از لحظاتی سکوت) اگر شما مرا دوست داشتید و بام ازدواج کرده بودید، ماری، چنانچه من فردا روانهی جبهه میشدم و پسفردا خبرم را برایتان میآوردند از تصمیمتان پشیمان میشدید؟
ماری: (وحشیانه) من از آنها نیستم که از خود کرده پشیمان میشوند. در یک چنان صورتی من فقط بهصورت آسمان تف میکنم!
لیوون: پس مرا دوست دارید، ماری!
ماری: من مسیحی نیستم که اهل تفویض و توکل باشم. وقتش است که این را بدانید...
لیوون: حالا دیگر برایم یقین شد که دوستم دارید، و همین کافی است.
ماری: من مثل سگ انتظار کشیدهام... پس وقتی نوبتم برسد واگذارش نمیکنم!
لیوون: (با محبت) شاید «به اتفاق» واگذارش کنیم.
ماری: (بهتزده به او نگاه میکند و با تلاش زیاد به سخن درمیآید) شاید.
صفحه 406