باری، زنِ خان یک «چَکِّه»ی تمامعیار بود و من این کلمهی چکّه را (به فتح چ و کسر كاف مشدد) اول بار به عنوان صفتِ زنِ خان شنیدم که هنوز هم با شنیدن آن قیافهی زنِ خان جلو چشمم میآید: با آن چارقد سفیدی که تنگ زیر گلویش سنجاق کرده بود و سنجاقش تهِ گرد و قُلمبه داشت - چیزی مثل یک مرواريِ کوچک - و قد و بالایی که حتا در آن سن و سال هم شقّ و رقّ مثل تیر خدنگ بود. و چِکِّه به معنی شوخ و حاضرجواب و لُودِه و متلکگو و نکتهسنج است. صفاتی که زنِ خان داشت.
صفحه ۸۶