شعر فروغ به گمانم نه‌تنها از این رو که نیمایی‌ترین شعرها و نه از این رو که فروغ وزن را چنان به کار گرفته که هیچ به چشم و ذوق نمی‌زند، بلکه از آن رو پر اهمیت است که در برابر مناسبات فاسد و کهنه‌ای ایستاد که دست و پای انسان ایرانی را بسته و او را معلق میان دنیای کهنه و نو نگه‌داشته. فروغ چه در زندگی و چه در شعرش تلاش کرد تا دلش را در یک نی‌لبک چوبين بنوازد آرام آرام، و به خاطر این تلاش جایگاه بلندمرتبه‌ای برای خودش دست و پا کرده است در تاریخ ادبیات ما، مرگ فروغ زودرس بود اما امروز سال‌ها پس از آرام گرفتن او در گورستان ظهیرالدوله ما هنوز می‌توانیم شعرش را بخوانیم و تحسینش کنیم:

چرا توقف کنم؟

من از عناصر چهارگانه اطاعت می‌کنم

و کار تدوین نظامنامة قلبم 

کار حکومت محلی کوران نیست.