هر مردی باید بداند برای چه چیزی مبارزه می‌کند. اینطور می‌گویند، یا که این از جملات کتاب‌هایی است که سونیا برای او خوانده بود؟ اُوِه دیگر دقیقا به یاد نمی‌آورد. هرچه باشد سونیا در کتاب‌ها غوطه می‌خورد. با وجودی که اصلا اسپانیایی بلد نبود، در اسپانیا یک چمدان پُر کتاب برای خودش خریده بود. فقط گفت «موقع مطالعه زبان رو یاد می‌گیرم.» انگار این کار امکان‌پذیر باشد. اُوِه به او گفت، به‌نظرش بهتر این است که سونیا خودش فکر کند تا مطالبی را بخواند که سایر افراد سرهم‌بندی کرده‌‌اند. سونیا لبخند زد و گونه‌های اُوِه را نوازش کرد و اُوِه در یک چنین موقعیت‌هایی کاری از دستش برنمی‌آمد.

صفحه ۲۱۳