هیچ وقت، سر هیچ چیز با هم توافق نداشتیم.. با دوز و کلک کارشو پیش میبرد.. من اینها رو میدیدم و ازش فاصله میگرفتم.. ولی باور همه این که من و بهنوش در آینده ازدواج میکنیم.. بیشترین پافشاری رو هم آقابزرگ میکرد.. اما من کوتاه نمیاومدم.. الان هم برای همیشه شرش از زندگیم کنده شد..
صفحه 584