موزه تسلیم بی قید و شرط نه روایتی منسجم و یکپارچه که روایتی است چهل تکه از ژانرهای ادبی گوناگون در ساختاری پست مدرنیستی؛ زندگی نامه است خیال پردازانه است، مستند است و توأمان سوررئالیستی.

دوبر اوکا اوگرشیچ به تبعید هنر و تاریخ پیری و مرگ حافظه و فراموشی پرداخته است خرده روایت‌ها از لابه لای خاطرات دوستان و بستگان پناهندگانی بیرون کشیده می‌شود که در برزخی میان میهن ویران و غربت نشینی سرگردان اند راوی با نقل قول‌هایی از نویسندگان ،نقاشان مجسمه سازان و هنرمندان سرشناس دوران گذشته و معاصر تصویری وسیع تر و ژرف تر از وضعیت میسازد روایت اوگرشیچ گرچه به ظاهر پاره پاره و از هم گسیخته است اما در پایان داستان این تکه ها مجموعاً روی دیگری از اختناق و تبعید و جدایی را نمایان می‌کنند.