«یه وقت‌هایی تو رویاهام می‌بینم که دارم یه نوشته‌ی یادگاری می‌نویسم. یادگاری دقیقا همون چیزیه که یاد و خاطره‌ی منو در قلب‌های عاشق‌ها و طرفدارام زنده نگه می‌داره.»

پرسیدم: «وقتی منو داری دیگه عاشق و طرفدار می‌خوای چی کار؟»

«هیزل گریس، برای آدمی به جذابی و خوش‌تیپی من، راحته که دل آدم‌هایی رو که می‌بینه ببره. ولی این که کاری کنی که غریبه‌ها هم عاشقت بشن... اینه که سخته.» چشم‌هایم را در حدقه چرخاندم.