پاورقی های شنی با تک گویی دکتر میتهات، راوی داستان، آغاز می‌شود. او، کلافه از یکنواختی کار و زندگی در نقطه ای دورافتاده، با تماسی تلفنی آرام آرام به دنیای قهرمان دوران کودکی اش پا می‌گذارد قهرمانی که دکتر هرگز او را ندیده، اما ماجراهای هیجان انگیزش را از پدر خود شنیده است. حال پس از حدود صد سال، با کشف دفتر خاطرات او از قهرمان خود چهره ی متفاوتی می‌بیند و با خواندن یادداشت های او به سال ۱۹۱۴ می‌رود، به دوران عثمانی و چند ماه پیش از آغاز جنگ جهانی اول، وقایع حال و خاطرات گذشته به موازات هم پیش می‌روند، اما در نهایت، یعنی جایی که به نظر می‌رسد رمان به پایان خود نزدیک شده، نویسنده با خلق فضا و اتفاقی نو خواننده را سخت غافلگیر می‌کند.