«می‌گم. نگران نباش. ولی تا ورق‌هامو برات رو نکنم حالیت نمی‌شه و نمی‌فهمی دسته‌ چه‌جوری بازی شده. حالا اول. قتله کار تو و زنه بوده. جفت شما توش دست داشته‌ین. دست‌تون هم عالی بوده، چون قتله عالی بوده. چمبرز، شاید حتا خودت هم ندونی چه‌قدر خوب بوده. تمام اون ماجراهایی که بابت‌شون سَکِت سعی کرد تو رو بترسونه، که زنه وقت چپ کردن تو ماشین نبوده و کیفش همراهش بوده و همه‌ی این‌ها، مفت هم نمی‌ارزن. ممکنه ماشین قبل چپ‌شدن تعادلش به هم بخوره، نه؟ یه زن هم می‌تونه قبل بیرون پریدن کیفشو برداره، نه؟ این هیچ جنایتیو ثابت نمی‌کنه. فقط ثابت می‌کنه طرف زنه.»

صفحه 92