نمایشنامه پشت درهای بسته اثری محدود به یک اتاق خاص در جهنم نیست، بلکه تمامی سعی و تلاش سارتر تعمیم دادن آن اتاق به «همه‌جا» است. به طوری که ملاحظه می‌شود هر کدام از آن سه انسان به جهنم رانده شده از گوشه‌ای از جهان می‌آیند. هم‌چنین در میان گپ‌های آدم‌های نمایش سخن از طبقات و راهروهای مشابه دیگر به میان می‌آید که نشان‌دهندة این مطلب است که این شرایط محدود به یک اتاق تنها نیست. هم‌چنین ارتباط روحانی آنان با جهان حاضر هم در حكم تصدیق دیگری بر این امر است. 

بحث حائز اهمیت دیگر این نمایش «صحنه‌سازی» است. شگرفی دیگر اثر در همین نکته نهفته است. اگر نمایش را با وقت الوهی در نظر بگیریم مشاهده می‌کنیم که در آن وحدت نمایش - که ارسطو از آن سخن به میان آورده - حفظ شده است، کل نمایش در یک مکان و یک روز به خصوص اتفاق می‌افتد و اتفاقات نمایش هم به همین منوال حول یک محور می‌چرخد. اما اگر از جنبه‌ای دیگر، یعنی وقت زمینی به آن بنگریم ملاحظه می‌شود که وحدت سه‌گانه رعایت نشده است. آن یک ساعت نمایش به وقت زمینی چندین و چند ماه طول می‌کشد، مکان نمایش هم از جهنم به نقاط مختلف زمین در تغییر است و جدای از داستان کلی نمایش، چند داستانک کوتاه هم که بی‌ربط با خط نمایشی نیستند وارد جریان می‌شوند.