نگین لبخندش را تکرار می‌کند. شما خیلی خوبید. شما خیلی خوب من را می‌فهمید. همیشه فکر می‌کنم مگر شما چه قدر می‌دانید چه قدر خوانده‌اید که این قدر خوب می‌فهمید و خوب صحبت می‌کنید؟

آذر خانم خندید: «عزیزم. لازم نیست برای خوب فهمیدن و خوب صحبت کردن حتما تحصیلات بالا داشت. من چهار دختر بزرگ کردم و یک پسر. هر کدام اگر تجربه‌های خودشان را برایم تعریف کنند من کلی چیز یاد می‌گیرم. لازم نیست فقط مادرها به بچه‌های‌شان یاد بدهند. وقتی می‌رسد که زندگی جدید و مستقل بچه‌ها درس‌های زیادی به مادر می‌دهد. چیزی فراتر از تصور مادرانه. بزرگ‌تر از تجربه مادرانه. پریماه زیاد صحبت می‌کند. لیلا اصلا اهل تعریف کردن نیست ولی شاهد زندگی‌اش هستم. نگاهش، ظاهرش، بچه‌هایش. روش زندگی‌اش همه‌اش حرف است. شکیبا و شکیلا هر کدام حرفی دارند. راستین پسرم به حکم پسر بودنش و مرد بودنش حرف‌های مردانه را

صفحه 257