خانم ها و آقایان !

امشب قرار است درباره شوق نوشتن و دوگونه آن با شما صحبت کنم؛ دو گونه ای که بهتر از هر گونه دیگری می شناسم و به آن خو گرفته ام. اول، آن نوعی از نوشتن که نرم نرمک به سراغ آدم می آید و دوم آن که ناگهان گریبان آدم را می گیرد و رها نمی کند. اگر اجازه بدهید، دوست دارم با صحبت کردن درباره یکی از کودکان مورد علاقه ام شروع کنم و چند خطی را به اولین تلاش های او برای نوشتن حروف الفبا اختصاص بدهم.

النا فرانته در این مجموعه جستار از آثار ادبی که تحت تأثیرشان بوده و سختی‌ها و مشکلاتش برای پیدا کردن هویت و صدای خود، نه فقط به عنوان یک نویسنده، بلکه به عنوان یک زن می‌گوید و با پرداختن به آثار نویسندگان و شاعران بزرگ، راجع به درخشش و قدرت این صدا و اهمیت آن می‌نویسد. مسئله فرانته، نه فقط کلمات و خواندن و نوشتن آن‌ها، بلکه بودن و وجود داشتن به همراه و کمک آنان است. می‌نویسیم، می‌خوانیم و کلمات قدم به قدم همراه ما هستند تا خود را در میان و به واسطه آن‌ها کشف و بازیابی کنیم.

النا فرانته از همین کشف و بازیابی می‌گوید؛ از جست وجوی بی‌انتها و دلپذیری که در حضور ادبیات امکان پذیر می‌شود.

پشت جلد