اما لی‌لا بلد بود چگونه مرا به بازی‌هایش بکشاند و من قادر به مقاومت نبودم:از سویی گفتم کافی است، از سویی دیگر از این‌که جزئی از زندگی‌اش نباشم،افسرده می‌شدم،از این‌که بخشی از بازی‌ای نباشم که برای خودش اختراع کرده بود.آن فریب چه بود جز یکی دیگر از حرکات خارق‌العاده‌اش که همیشه پر از خطر بودند؟هر دوی ما با همدیگر،متحد با هم،در مبارزه با همه.

صفحه ۳۲۲