برای مدتی لی‌لا با بانداژ دور سرش با افتخار در محله می‌چرخید. بعد‌ها بانداژ را باز کرد و بریدگی سیاهی را که ابتدا و انتهایش قرمز بود و روی پیشانی‌اش،درست روی خط رویش موهایش قرار داشت به همه نشان داد. بالاخره مردم همۀ اتفاقات را فراموش کردند و اگر کسی به علامت سفید‌رنگی که روی پوستش جا مانده بود،خیره می‌شد،حالتی تهاجمی می‌گرفت که یعنی:به چی نگاه می‌کنید، سرتون به کار خودتون باشه.

صفحه ۵۶